مطلب آخر.....(به اميد ديدار)
به
آرامي آغاز به مردن مي كني
اگر سفر نكني،
اگر كتاب نخواني،
اگر به اصوات زندگي و موسيقي طبيعت گوش نكني
اگر براي خودت ارزش قائل نباشي
به
آرامي آغاز به مردن مي كني
زماني كه خودباوري، عزت نفس را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
وقتي تمام روزها رو با نفرين به بخت بدت بگذروني و
از بارون بدشانسي ها كه تمومي نداره...
به
آرامي آغاز به مردن مي كني
اگر برده ي عادات و عقايدت شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي،
اگر روزمرگي را تغيير ندهي،
اگر در زندگي هيچ وقت ريسك نكني...راههاي مختلف رو امتحان نكني
و رنگهاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با ديگران براي آموختن و كسب تجربه صحبت نكني.
به آرامي
آغاز به مردن مي كني
اگر قبل از اين كه كاري را شروع كني نسبت بهش بدبين باشي و اونو انجام ندي
اگر درباره ي چيزهايي كه نمي دوني پرسش نكني
اگر به سوالاتي كه جوابشون رو ميدوني پاسخ ندي.
تو به
آرامي آغاز به مردن مي كني
اگر از شور و حرارت و هيجان
از احساسات سركش ،
و از چيزهايي كه چشمانت را به
درخشش وامي دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي كنند،
دوري كني.
تو به
آرامي آغاز به مردن مي كني
اگر هنگامي كه با شغلت و يا كاري كه انجام مي دهي
شاد نيستي، آن را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني،
اگر به دنبال رؤياهايت نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل براي يك بار در تمام زندگيت وراي مصلحت انديشي رفتار كني...
امروز
زندگي را آغاز كن
لازمه ي زندگي تلاش و مخاطره هست نه تنها يك نفس كشيدن ساده،
امروز مخاطره كن!
امروز كاري كن!
نگذار كه به آرامي بميري!
تنها با شكيبايي و تلاش مستمر هست كه مي توني شادي رو به زندگيت بياري...
فقط
امروز را زنده ام.
اگر اين عبارت را باور كنيم چقدر زندگي مان تغيير خواهد پذيرفت.
هنوز باورمان نيست كه يكبار فرصت زيستن داريم.
انگار اين زندگي تمريني است براي تولد دوباره و زيستني از سرآغاز...
البته چه مي توان كرد در جايي كه روزمرگي در جريان است و همه به سويي
مي روند...
ناخواسته و ناتوان از چرخشي هرچند كوچك.
اگر فرصتي هست،
براي يادگرفتن،دوست داشتن،خنديدن،ابرازعشق كردن،گشتن،نوشتن و ...
آن را از دست نده.
آري فقط امروز زنده ام.مي دانم كه مي داني...
(ترجمه اي از شعر پابلو نرودا )




